بستن تبلیغات

خاطرات با تو بودن
خاطرات با تو بودن
ثبت خاطرات باتو بودن

دخترکم



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:46 | شنبه 26 بهمن 1392 توسط مامانی

دخترم از مهر به بعد بعد از اینکه از مهد کودک آنفولانزا گرفتی دیگه نبردمت اونجا ....

الان 2ماهه که میری خانه کودک....کلاس قرآن {که خودت میگی گرآن (گ رو با کسره بخونید )} - آموزش خطوط که شامل رسم خطوط و اشکال هندسی و مفاهیم هست وبه نظرم خیلی مفیده و دوستش داری ....

کلاس نقاشی -و کلاس سفالگری (البته زیاد از گل بازی خوشت نمیاد و چندشت میشه) خنثی+کارگاه خلاقیت که اونم حاوی مفاهیم ریاضی هست .

خوشحالم از اینه تونستم برای پر کردن ساعتهای روزهات یه جای مفیدتر از مهد کودک رو پیدا کنم  که واقعا دوستش داری و از بودن در اون مکان و معاشرت با دوستای جدید و هم سن و سالت لذت میبری  و کلی مطالب مفید یاد میگیری قلب

تمام سعی ام اینه که یه مادر نمونه برات باشم امیدوارم فردا هم تو برام یه دختر نمونه باشی ماچ



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:43 | شنبه 26 بهمن 1392 توسط مامانی

٣سالگی خیلی شیرینه چون دخترکم شیرین زبون تر شده ....

مثلا وقتی تنت میخاره میگی مامان میخارم نیشخند

وقتی آب میخواهی میگی :مامان آب بدم مژه

وقتی شب میخواهیم بخوابیم میگی :مامان سنانه دوستش دارم (یعنی مامان سمانه دوستت دارم .)ماچ

وقتی صبح از خواب زودتر از من بیدار بشی منو صدا میکنی و میگی :مامان پاشووووووووو بریم کاتون ببینیم از خود راضی

وقتی کار بدی میکنی و دعوات میکنم میگی :گوشو(گمشو)-ژشت (زشت)تعجب

یه کتاب داری که یه قسمتش درباره پی پی گاو و گوسفند شعر داره ...(این گاو و این گوساله هی میکنن تاپاله )

شما هم از این کلمه بی ادبی (تاپاله )خیلی خوشت اومده و خیلی غلیظ اینو تکرار میکنی متفکرتازه وقتی خیلی با یکی عیاق میشی و میخواهی باهاش شوخی کنی بهش میگی  تا....پا....له!اوهمنو بابایی هم کلی حرص میخوریم وبقیه هم کلی میخندند و تو هم فکر میکنی چه کلمه نغز و شیرینی گفتی و مدام تکرارش میکنی سبز

وقتی از خواب بیدار میشی و من کنارت نباشم بلند فریاد میزنی :مامان چوجائیییییییییییییییییییییخنده

اگه من دلم یا کمرم درد بکنه تو هم سریع میگی مامان دلم درد میکنه یا کمرم رو بمال....بعد که برات میمالم 2 ثانیه نشده میگی خوب شد و میدوی و میری زبان

همسایه طبقه پایینمون مدام از دویدن های تو نالان و زاران هستند افسوساینقدر که من و بابایی بهت میگیم دخترم ندو ...آروم راه برو ....شما هم امشب به بابا گفتی :بابا جونم ندووووووووقهقهه

الان که دارم اینها رو مینویسم 12:30 شبه و بابات داره خر و پف میکنه ....هر وقت بابات خر و پف میکنه میگی:مامان بابا داره غور غور میکنه ....بغل

هر کسی که میاد خونمون بلند بهش سلام میدی و میپری بغلش ....عاشق مهمونی و کلی دوست داری باهات بازی کنند و شما هم براشون شیرین زبونی کنی تشویق

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:33 | شنبه 26 بهمن 1392 توسط مامانی

اینم عکس تولد 3 سالگیت عزیزم ببخش که با 3 ماه تاخیر گذاشتم ....امسال چون تولدت تو ماه محرم افتاده بود ما هم تصمیم گرفتیم یه جشن تولد 3 نفره و خانوادگی برات بگیرم خدائیش به هممون خیلی خوش گذشت ....

غنچه خوش بوی زندگیم تمام دعاهام و آرزوم اینه که همیشه سلامت باشی و البته شاد لبخند

تولد 3سالگی



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:11 | شنبه 26 بهمن 1392 توسط مامانی

زنده بمون!

شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. ..نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.

هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن. سفید بپوش. آب نبات چوبی لیس بزن.بستنی قیفی بخور.

به کوچکتر ها سلام کن. شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس.زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش. به دوست های قدیمیت تلفن بزن.شنا کن.
هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.خواب ببین. چای بخور و برای دیگران چای دم کن.جوراب های رنگی بپوش. مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس.به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن. دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن.

به برگ درخت ها دقت کن. به بال پروانه ها دقت کن. قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.از خواب های بد بپر و آب بخور. به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو. پشمک بخور.کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده. خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویس
بخند. چشم هات رو روی هم بگذار. شیرینی بخر. با بچه ها توپ بازی کن.برای خودت برنامه بریز. قبل از خواب موهات رو شانه کن.به سر خودت دستی بکش. خودت رو دوست داشته باش.



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 23:55 | جمعه 25 بهمن 1392 توسط مامانی

کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است
کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است
کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است
کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید

عزیز دلم امروز خیلی خوشحال بودم که مادرم... که کودکی همچون تو دارم ....که براش روز کودک رو جشن بگیرم ماچ

شكست شيشه...
باز شد پنجره...!
چقدر تند دويد كودكي هاي
بازيگوش من افسوس

روز کودک

اینم عکسی که امروز داغ داغ ازت گرفتم !

عکس اول زمانی بود که تازه از مهد اومده بودیم خونه و بهت یه کلاه بابت هدیه روز کودک داده بودند و عکس دوم میکی موسی هست که وقتی اومدم دنبالت برات خریده بودم و کلی باهاش بازی کردی و بهش میگفتی میکموس!



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 18:33 | سه شنبه 16 مهر 1392 توسط مامانی

بچه که داشته باشی باید خیلی مراقب رفتار و کردارت باشی...

بچه که داشته باشی باید همیشه اول جمله هات از کلمه لطفا استفاده کنی ...

بچه که داشته باشی باید عذر خواهی و ببخشید رو یاد بگیری...

بچه که داشته باشی حتی اگه فرزندت روزی 100 بار بگه مامان مامان باید در جوابش جانم و عزیزم بگی...

بچه که داشته باشی باید مراقب لحن صدات باشی که یه وقت بوی تحکم نده...

بچه که داشته باشی باید خیلی خیلی صبور باشی...

بچه که داشته باشی باید یاد بگیری که در برابر نق نق کردن و لج بازیهای بچه ات  خودت رو بزنی به اون راه....

بچه که داشته باشی دیگه خودت نیستی !

بچه که داشته باشی همه زندگیت میشه بچه ات !کارت -تفریحت-خواسته هات -دوست هات !

بچه که داشته باشی نوع زندگیت هم عوض میشه ... باید با همه مهربون باشی ...به  همه با صدای بلند سلام بدی...همیشه لبخند روی لبهات باشه ....حتی اگه مریض هم میشی سر پا باشی !

حتی اگه موقع رانندگی کسی اعصابت رو خورد کرد باید یاد بگیری که دیگه بد و بیاره نثارش نکنی !ههههههههه

در کل باید بگم که همه برنامهای زندگیت حتی تلویزیون دیدنت هم تغییر میکنه ...

خلاصه کنم که این 30 سال زندگی رو باید بیخیال بشی به امید اینکه بتونی بچه ات رو خوب تربیت کنی و در آینده سربلند باشی...

نمیدونم اون چیزی که دوست دارم میشی یانه اما همه سعی خودم رو میکنم ...

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 18:56 | دوشنبه 18 شهريور 1392 توسط مامانی

 

دخترم... با تو سخن می گویم

گوش کن با تو سخن می گویم

زندگی در نگهم گلزاریست

و تو با قامت چون نیلوفر

شاخه ی پرگل این گلزاری

من در اندام تو یک خرمن گل می بینم

گل گییسو گل لب ها گل لبخند شباب

من بچشمان تو گل ها ی فراوان دیدم

گل عفت گل صد رنگ امید

گل فردای بزرگ گل فردای سپید

میخرامی و تورا می نگرم

چشم تو آیینه ی روشن دنیای من است

تو همان خردنهالی که چنین بالیدی

راست چون شاخه سرسبز برومند شدی

همچو پرغنچه درختی همه لبخند شدی

دیده بگشای ودراندیشه گل چینان باش

همه گلچین گل امروزند

همه هستی سوزند

کس به فردای گل باغ نمی اندیشد

آنکه همه گل ها به هوس می چرخد

بلبل عاشق نیست

بلکه گلچین سیه کرداری است

که سراسیمه دود در پی گل های لطیف

تا یکی لحظه به چنگ آرد و ریزد بر خاک

دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک

توگل شادابی

به ره باد مرو

غافل از بادمشو

ای گل صدپرمن

با تو در پرده سخن می گویم......

گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ

گل پژمرده نخندد بر شاخ

کس نگیرد زگل مرده سراغ

دخترم با تو سخن می گویم......!

عشق دیدار تو بر گردن من زنجیریست

و تو چون قطعه الماس درشتی کمیاب

گردن آویز برای زنجیری

تانگهبان تو باشم زحرامی در شب

برخورد از رنج نپیچم همه روز

دیده از خواب بپوشم همه شام

دخترم ...گوهرمن

گوهرم... دخترمن

تو که تک گوهر دنیای منی

دل به لبخند حرامی مسپار

دزد را دوست مخوان

چشم امید برابلیس مدار

دیوخویان پلیدی که سلیمان رویند

همه گوهر شکنند

دیو کی ارزش گوهرداند

نه خردمندبود

آنکه اهریمن را

از سرجهل سلیمان خواند

دخترم ای همه هستی من

توچراغی توچراغ همه شب های منی

به راه باد مرو

توگلی دسته گلی صدرنگی

پیش گلچین منشین

تویکی گوهرتابنده بی مانندی

خویش را خوار مبین

آری ای دختركم

ای سراپا الماس

از حرامی بهراس

قيمت خودنشكن

قدرخود رابشناس

قدرخود رابشناس ...
 
سروده روانشاد استاد مهدی سهیلی


موضوع :

نوشته شده در تاريخ 18:19 | دوشنبه 18 شهريور 1392 توسط مامانی

هورااااااااااااااااااا بالاخره موفق شدیم ....الان یه ماهه که دخترکم دیگه نی نی پوشکی نیست ! و به نی نی شورتیها پیوسته ....تشویق

بنیتا و پیشی

دخترکم داره با پیشی تو پارک کاراته کار میکنه !

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:22 | دوشنبه 17 تير 1392 توسط مامانی

جنگلبهار 92

بهار 92-کیسوم

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:22 | يکشنبه 1 ارديبهشت 1392 توسط مامانی
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ








كد تقويم

كدهای جاوا وبلاگ






چت روم

جاوا اسكریپت




فال حافظ


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
* * *
فال امروز
 *
صداياب